الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

268

الغدير ( فارسي )

پيامبر نتوانست آواى خويش را براى يادآورى آنها بردارد - خواه از اين بابت كه روانها هنوز آمادگى پذيرش نداشت يا چون مىبايد روزگارى بگذرد تا هنگام آن فرا رسد يا انگيزه هائى ديگر - پس با آن مهربانى كه در خداوند يافته‌ايم برگزيدن هر كدام از اين دو را از بايسته‌هاى او مىشماريم تا - از آن رهگذر - بندگان را به شاهراه فرمانبرى از خود نزديك كند و از پرتگاه نافرمانىها به دور دارد - زيرا براى همين بوده كه آنان را آفريده و خواستار پرستندگى شان شده و آنچه را نمىدانسته‌اند به ايشان آموخته ، و آدميان را رها نكرده تا همچون چارپايان بخورند و بهره ببرند و با آرزوها سرگرم شوند بلكه ايشان را آفريده تا وى را بشناسند و بتوانند خشنودى وى را به دست آرند و اين راه را ، هم با برانگيختن پيكها و فرو فرستادن نامه‌ها هموار ساخته و هم با دستورهائى نهانى كه پياپى و پيوسته از آسمان مىرسيد . چون از يك سوى تا بازپسين هنگامى كه گيتى بر سر پا است زندگى پيامبر دنباله ندارد و سرنوشت او اين نيست كه جاودانه پايدار بماند و از سوى ديگر هر كدام از آئينها ، روزگارى دراز بايد بپايند - چنانچه بازپسين آئين ، هيچ گاه روزگارش سر نمىآيد - اين است كه چون برانگيخته اى مىميرد و آئين وى يكى از دو ويژگى بالا را دارد و در ميان پيروان آن ، كسانىاند كه هنوز به رسائى خويش دست نيافته‌اند و پاره اى از دستورهاى آن كه گذارده شده به مردم نرسيده و هنگام پرداختن به پاره اى ديگر از آنها هنوز فرا نيامده و سرنوشت چنان خواسته است كه پاره اى از آنها نيز ديرتر زائيده شوند با اين همه پس خردمندانه نيست كه توده را به بازيچه رها كنند با آن كه آن مهربانى كه بر خداوند پاك بايسته است همهء مردم را يكسان در بر مىگيرد پس او - كه بزرگىاش ارجمند است - مىبايد كسى را برانگيزد